همه ي اتاقم از دودي كه از تو دهنم مياد بيرون دود گرفته؛ سياه شده.
آفتاب گردوناي كنار تختم سراشون افتاده پايين؛ خورشيد از دودم سياه شده.
هيشكي از چاله ي تو آدم خبر نداره.
جسد پروانه ها افتاده رو هم؛ دفن شدم زيرشون...
برچسب: گلومه,
نویسنده: یلدا نظری
ته دلم ميخوام بياد از دلم دراره؛بگه همه فكرام غلطه.
ولي نيست؛ ميگه نميتونه دروغ بگه...
نشستم روي تخت تيكه هاي شكستم دورمه؛ اميد دارم بياد.
ولي نيست...
برچسب:
نویسنده: یلدا نظری
چهرازي ١٤ خيلي هواي اين روزاست.
پاييز و اين عربده كشيا...
جای خالی قلبی که بود و همه ی احساسات مرده. همان شب صدایی که گفت " حسی ندارم" مرا کشت.
همه ی آرزو ها برای این که کسی واقعا از به وجود آمدن من شاد شود؛ ریخت.
بی رحمانه همه ی لطافت و ملاحت گلبهی روحم له شد.
و تو از جای ناخن های روی دستت گریه میکنی.
جایی دختری که قبلا با خنده اش باهار میشد؛ مرد.
برچسب:
نویسنده: یلدا نظری
برچسب:
نویسنده: یلدا نظری
برچسب: دلنشین,
نویسنده: یلدا نظری
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: یلدا نظری
برچسب: دوشنبه,
نویسنده: یلدا نظری